عنوان: خرمگس - Gadfly
نویسنده: اتل لیلیان وینیچ - Ethel Lilian Voynich
مترجم: خسرو همایون‌پور
انتشارات امیرکبیر 

بهل کاین آسمان پاک،
چراگاه کسانی چون مسیح و دیگران باشد؛
که زشتانی چو من هرگز ندانند و ندانستند
که آن خوبان
پدرشان کیست
و یا سود و ثمرشان چیست؟!
«مهدی اخوان ثالث»

 خرمگس داستان زندگی پسر جوانی‌است به نام آرتور که تا ۱۹ سالگی کلیسا را راهنمای ملت می‌داند و در برخورد با واقعیت پوچی این پندار را درک می‌کند و تبدیل به قهرمان مبارزی می‌شود که با کلیسای حامی حکومت اشغالگر مبارزه می‌کند.

 داستان تا وقتی آرتور –خرمگس- با پدرش روبرو می‌شود یک داستان ساده و معمولی به نظر می‌رسد ولی در آخر با رودر رو شدن پدر و پسر و در نهایت قربانی شدن او با حکم پدرش به خاطر نجات جان مردم، نویسنده با مهارت چهره آرتور زخمی و رنج دیده را در برابر چهره‌ی مسیح قرار می‌دهد و خواننده را شگفت‌زده می‌کند:

«پدر! خدای شما طرار است. زخمهای او ساختگی‌است. رنجش سراپا مسخره است... این قربانی کاذب که تنها شش ساعت به صلیب کشیده شد و باز از مرگ برخاست! پدر من پنج سال به صلیب کشیده شده ‌بودم؛ من هم از مرگ برخاستم. با من چه می‌خواهید بکنید؟»