حکایت همهی این شبها که گذشت، که میگذرد...
به من نخند ماه!
كه پاورچين پاورچين
از كنار دلم میگذرم.
زير ِ دندههای چپم
پلنگی خوابيده است
به بزرگی ِ ابری كه تو را میپوشاند و باران نمیشود!
«آسیه امینی»
افسانهای چینی چنین است که: پلنگهای وحشی و دستنیافتنی، همگی به یک نوع میمیرند. هنگامی که پلنگها به بلوغ کامل میرسند و به هر چه خواستند رسیدند؛ بر مرتفعترین نقطه ممکن میروند و برای بدست آوردن آنچه تا حال طعم مرگ آفرین پنجهشان را نچشیده تلاش میکنند. آری ماه را نشانه میروند. دورخیزی میکنند و جهش...
+ نوشته شده در جمعه یکم آبان ۱۳۸۸ ساعت 22:4 توسط رهنورد
|