کتاب خوانی: خروس
عنوان: خروس
نویسنده: ابراهیم گلستان
انتشارات: اختران
کتاب عجیبیه. صحنههایی که تو کتاب توصیف شده تا مدتها تو ذهنت حک میشه، صحنههایی که هم غیرمنتظرهان و هم تکون دهنده به همراه دیالوگهای جالبی که بعضی به زبان محلی گفته شده. چیزی که موقع خوندن تو ذوق میزنه استفاده زیاد از کلمههای چندشآوره و توصیف چیزهایی که هیچ احساس خوبی بهت نمیده، ولی کتاب که تموم میشه فکر میکنی شاید این زشتیها مناسب بوده که با همین کلمهها به تصویر کشیده بشن.
بین مطالبی که در مورد این کتاب دیدم، از نقد کتابسنج بیشتر خوشم اومد که به برداشت من از کتاب هم نزدیکتر بود:
«خروس، داستانیست به ظاهر ساده، با ساختاری قوی. نمادیست از طغیان وسرکشی در برابر سنت. خروسی که گلستان آفریده، شورشگر است و عصیانی، صدای هراسناکی دارد. با خوی تهاجمی که اطرافیان را میترساند. لحظهای آرام نیست. مدام میخواند و با آوازهولناکش خواب از چشم مردمان میرباید و خوابرفتگان را بیدار میکند...» (متن کامل)
این رو هم ببینین: بررسي نشانه شناسي داستان خروس