دیروز سالگرد زلزله بم بود، می‌خواستم در مورد زلزله بم و بطور کلی زلزله یک مقاله بنویسم، ولی نشد، سرم شلوغ بود و وقت و حوصله کم آوردم. البته یک شب شروع کردم به نوشتن از این که:

 

دور از ‌انصاف است که همیشه از زلزله به عنوان یک فاجعه یاد می‌شود و عظمت و شکوهی که پشت این لرزش عظیم است ندیده گرفته می‌شود. زلزله تنها یکی از نتایج عظمتی که زیر لایه‌های ظاهرا پایدار این کره خاکی در جریان است و پوسته آن را چین می‌دهد و رشته‌کوهها را می‌سازد و دره‌های اقیانوسی را، که این «ژرفا و بی‌کرانگی‌، پرواز و گردابه و خیزاب» است و آن «شکوه پادرجایی، فراز و فرود و گردن‌کشی»...

 

همان شب، شروع کردم به سرچ کردن در مورد زلزله بم و گالری عکس‌های زلزله بم را پیدا کردم، ولی وقتی این عکس را دیدم...


 


... همه حرفهایی که می‌خواستم بزنم فراموشم شد.